۱۳۹۳ مهر ۵, شنبه

خانواده ایرانی - اسلامی

چند شب پیش در برنامه «درباره زندگی» که از شبکه دو سیما پخش شد خانواده‌ای به عنوان یک نمونه از خانواده ایرانی به بینندگان معرفی شدند که از جهات زیادی متفاوت و جالب بودند. این خانواده ایرانی شامل حجت الاسلامی به همراه همسر و سه فرزندش بود که یکی از آنها پسری خردسال و دیگری نوزادی چند ماهه بود. دختر بزرگ حاج آقا هم به همراه شوهر و دو فرزندش در برنامه حضور داشت.

مادر و دختر هردو با پوشیه و روبنده بودند. زینب، همسر حاج آقا که خودش طلبه و تحصیلکرده حوزه است بر این عقیده بود که به لحاظ علمی ثابت شده است که پوشیه برای سلامت زن مفید است چون اشعه‌ای از چشم مرد ساطع می‌شود که موجب پیری زودرس در خانم‌ها می‌شود و پوشاندن چشم‌ها و صورت زن از آنها در برابر این اشعه محافظت می‌کند. اما دخترشان بدون اجبار پدر و مادر از یک سال و نیم قبل تصمیم گرفته است که پوشیه بگذارد. دختر خانواده که اسمش زهرا است و ۱۷ سال سن دارد صورتش را تقریبا کامل پوشانده بود و دستکش مشکی‌ هم بدست داشت در سن ۱۲ سالگی عقد و چهارده سالگی با یک روحانی ازدواج کرده بود و دو کودک دو ساله و دو ماهه داشت. حاج آقا و همسرش گفتند که از همان ابتدا که صاحب فرزند دختر شدند تصمیم گرفتند که طبق تعالیم اسلام او را تا قبل از رسیدن به «بلوغ فیزیولوژیک» شوهر بدهند چون طبق دستورات دینی دختر از نه سالگی به بلوغ شرعی می‌رسد و بهتر است که در خانه شوهر به لحاظ فیزیولوژیک بالغ یا همان پریود شود.

من تمام مصاحبه و بخش‌هایی را چند بار گوش دادم و نگاه کردم به نظرم در میان حرف‌ها و نظراتی که در مورد سبک زندگی و پوشش‌شان مطرح کردند چند نکته بیشتر جلب توجه می‌کند. قطعا این سبک از زندگی مثلا شوهردادن دخترها در سن پایین و عدم استفاده از وسایل پیشگیری بارداری و محدودیت پوشش و نداشتن هیچ گونه ارتباطی با نامحرم برای گروهی از طبقه مذهبی و سنتی ایرانی امر جدیدی نیست.

ولی حاج آقا علاوه بر تاکید بر این موضوع که سبک زندگی و پوشش خانم‌ها طبق تعلیمات دین اسلام است چندین بارهم اشاره کرد که این‌ها مطابق با فرهنگ «ایران باستان» است. مثلا این موضوع که زن‌ها در ایران باستان پوشیه داشتند. یا در جای دیگری مجری برنامه در مورد ازدواج در سنین پایین برای دخترها و پسرها می‌گوید که جامعه‌شناسان دین بر این عقیده‌اند که شکل خانواده باید تغییر کند و بهتر است که دخترها و پسرها در سنین نوجوانی ازدواج کنند درحالیکه تحت حمایت خانواده‌ها هستند و با آنها زندگی می‌کنند تا کم کم و به مرور مستقل شوند. حاج آقا حرف مجری را قطع کرد که «برای من عجیب است که تازه جامعه‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند در حالیکه این سبک زندگی و ازدواج را ایرانی‌ها از زمان باستان داشته‌اند».

این تاکید بر «خانواده ایرانی ـ اسلامی» جالب توجه است، سبک زندگی طبق اصول شرعی که حالا پیشینه ملی و ایرانی هم پیدا کرده است. حالا فرصتی پیدا شده است تا حاج آقا و همسرش سبک زندگی‌شان را از سیمای ملی تبلیغ کنند. خانوده‌ای که حتی در منزل تلویزیون ندارد و نمی‌داند برنامه «درباره زندگی» چیست حالا به تلویزیون می‌آید، به همراه همسر و فرزندانی که با نامحرم هم‌صحبت نمی‌شوند و از زندگی خصوصی‌اش با مجری مرد و هزاران مخاطبی می‌گوید که این برنامه را تماشا می‌کنند. در پاسخ به سوال‌هایی که خود مجری برنامه با شک و تردید می‌پرسد حاج آقا براحتی جواب می‌دهد و می‌گوید که چقدر همسرش را دوست دارد و  یا وقتی دخترش شوهر کرد آیا پریود شده بود یا نه. خود مجری حتی می‌گوید که تا حالا خیلی به ندرت زنان با پوشش پوشیه در برنامه‌های تلویزیون ایران ظاهر شده‌اند. همچنین همسر حاج آقا هم به هیچ عنوان در تصویر کلیشه‌ای از زنانی بدون صدا که در پشت پوشیه پنهان شده‌اند نمی‌گنجد، در یک جا با شوهرش مخالفت می‌کند و می‌گوید که «اینکه حاج آقا می‌گن من را قبل از ازدواج ندیدن درست نیست» چون در مدت صیغه محرمیت دو ساعته‌ای که برایشان خوانده شده بود او از قصد روی خودش را باز گذاشته بوده تا حاج آقا بتواند صورت او را ببیند و با خنده گفت «اینکه حالا ایشون نگاه نکردن مشکل خودشونه».

جدای از مطالب و موضوعات مختلفی که در حین گفتگو مطرح شد بیشتر از همه تغییر در گفتمان رسمی نسبت به الگوی خانواده و ازدواج و فرزندآوری است که باید مورد توجه قرار بگیرد و اینکه این گفتمان چه گروه‌هایی را مخاطب خود می‌سازد و در نتیجه چه تغییراتی را ایجاد می‌کند. طرح این موضوع که پوشیه از لحاظ «علمی» هم فواید ثابت شده‌ای برای زنان دارد نشان می‌دهد که چطور گفتمان دینی سعی می‌کند با ترکیب ناهمگون علم و شرع و باستان‌گرایی دختران و زنان جوان مذهبی را مخاطب خود قرار دهد که در نظام آموزشی مدرن تحصیل کرده‌اند و براحتی و تنها با دلایل مذهبی و دینی قانع نمی‌شوند. حالا هرچقدر هم دلایل علمی که آورده می‌شود به نظر ساختگی و غیرقابل باور بیاید. 

۱ نظر:

  1. شاید خوانشها/روایتهای دینی دیگری هم در کار باشد که (به تعبیر شما) چنین سعی نکند. این برش از متن تان که: «چطورگفتمان دینی سعی می‌کند» اتوریته و جاستیفیکیشن بیجایی به این خوانش(یا گفتمان به قول شما) میدهد و آن را یگانه خوانش دینی معرفی میکند. در کل، اما زاویه دید موشکافانه تان را دوست دارم.

    پاسخحذف