۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

زنان نگهبان مردسالاری

وجده فیلم خوبی بود. «اولین فیلم درعربستان سعودی که توسط کارگردانی زن ساخته شده است»- با در نظر گرفتن تمام کلیشه‌های اورینتالیستی در مورد زنان خاورمیانه این جمله در میان مجله‌ها و وب سایت‌های انگلیسی ظاهرا بهترین تبلیغ برای فیلم شده است. داستان تلاش دخترکی است برای خرید دوچرخه؛ جمع کردن پول و باقی قضایا، هرچند به نظرم فشرده‌ای بود از مسایل و مشکلات زنان در سعودی که شاید خیلی‌هایش را می‌شد بهتر و مفصل‌تر در جای دیگری مطرح کرد.
تصاویر مربوط به مدرسه دخترک و رابطه با مدیر (ناظم) مدرسه برای ماهایی که دهه ۶۰ مدرسه رفته‌ایم آشنا بود. یادم است در طول دبستان و سال اول راهنمایی در داخل مدرسه حق نداشتیم مقنعه سرمان کنیم و استفاده از گل‌سرهای رنگ و وارنگ  ممنوع بود چون حواس پشت سری‌ها را پرت می‌کرد. حق هم نداشتیم جوراب‌های رنگ و وارنگ بپوشیم که از زیر شلوار و روپوش تیره رنگ مدرسه جلب توجه کند. کلی نگهبان و مراقبت که مبادا یک وقت مردی بدون هماهنگی وارد محیط مدرسه شود. سال اول راهنمایی یادم است که دخترها به جای تاکردن و گذاشتن مقنعه در کشوی میز یا کیف‌شان دوست داشتند آن را مثل بالاپوش بکشند روی شانه‌ و سینه‌‌های‌شان، این کار به نظر باحال‌تر و جذاب تر بود منتها از نمره انظباطت کم می‌شد اگر گیر ناظم مدرسه می‌افتادی. دبیرستانم‌ مدرسه غیر انتفاعی به نسبت کوچکی بود که پوشش چادر را اجبار کرده بود. با آنکه ناظم و مدیر مدرسه می‌دانستند که اکثریت شاگرد‌ها از خانواده‌هایی غیر مذهبی و غیرمحجبه هستند، ولی یادم است که ظهرها موقع تعطیلی ناظم مدرسه‌ کنار در خروجی می‌ایستاد و سرتاپای‌مان را چک می‌کرد و تذکر می‌داد که مثلا «کش چادرت رو درست بنداز»، « موهات رو بکن تو»، «بلند نخندین، یواش». در همان لحظه شاید بعضی‌ها به حرفش گوش می‌دادند ولی چند قدم آن طرف تر موقع سوار شدن به سرویس‌ها دیگر چادری در کار نبود. ناظم مان تاریخ شروع و تمام شدن پریود همه شاگردان را به گمانم می‌دانست چون نمی‌توانستی خیلی راحت از نماز جماعت خواندن دربروی.
بعد از دیدن وجده همه‌اش یاد زنانی بودم که در طول زندگی‌ام سعی کرده‌اند به من یاد بدهند که دختر «خوب»، «اصیل» و «نجیب» چطور رفتار می‌کند و چطور لباس می‌پوشد. به این فکر کردم که تا چه حد این دستورات اخلاقی و هنجاری با اصول و ارزش‌های دینی توجیه شده است. به نظرم آنچه شاید در بررسی و نقد نظام مردسالار کمتر مورد توجه قرار گرفته نقش زنان در نگهبانی و پاسداری از آن است. اینکه چطور این زنان وظیفه آموزش و کنترل هنجارهایی را برعهده گرفته‌اند که در عمل خودشان را محدود کرده است. برای نمونه، یکی از مصاحبه شونده‌هایم معلم ادبیات و زبان عربی بود، پنجاه ساله و آدمی کاملا غیر مذهبی که اعتقاد داشت مرد در خانه و زندگی باید «قدرت» داشته باشد «برای همین به شوخی به شاگردام میگم که ببینین انتَ اَش بالاست یعنی مردها بالان.» چند جا که خواستم باهاش بحث کنم خیلی با اطمینان به من گفت که «زندگی ما ایرانیها سنت خاص خودش رو داره»  یا «مرد ایرانی اینه، زنشون رو برای خودشون می‌خوان مثل اینکه شما عروسکت رو برای خودت می‌خوای». گفت که چند روز پیش مریضی سختی داشته و وقتی شوهرش دیده فردی که برای آمپول زدن آمده مرد است گفته «اگه بمیری هم من نمیذارم [آمپول] بزنی من هم گفتم مساله‌ای نیست. من به زندگی‌ام علاقه دارم دوست ندارم که سر و صدا بشه وقتی دعوا میشه صدای مرد میره بیرون یه مساله است وقتی صدای زن میره بیرون یه مساله دیگه هیچکی نمیاد بگه که تو چه زن خوبی هستی سر شوهرت داد میزنی این فرهنگ‌ها رو داریم و نمی‌تونیم ازش جدا بشیم».
شاید خیلی رومانتیک به نظر بیاید - شبیه به آخر فیلم و تصمیم مادر وجده-  ولی من فکر می‌کنم که بیشتر از هرچیز این خود زنان هستند که می‌توانند با اندیشیدن به ارزش‌ها و هنجارهایی که درونی کرده‌اند و با به پرسش کشیدن وضعیتی که در آن زندگی می‌کنند، نقطه پایانی بر مردسالاری باشند. 

۱ نظر:

  1. به قول آقامون نامجو: من هرچی می گم واسه خودته دختر...... ادعای الکی.... ادعای الکی...!

    پاسخحذف