۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

هر چه او بخواهد

شنبه‌ی قبل رفتم همایش بانوان متأهل که در کانون راه روشن* در خیابان ایران برگزار شد. حدود ۱۵۰ زن دیگر هم که اکثراً جوان و چادری بودند در این همایش یک روزه شرکت کرده بودند. زنان با سن بالای پنجاه سال و زنان با مانتو و روسری و نه چندان محجبه هم شاید تک و توکی بودند.

خانم سخنران که ظاهراً آدم پرطرفداری بود گفت در تلویزیون درس معارف می‌دهد و کلاسهای مشاوره مذهبی دارد. سازمان‌های مختلف دولتی هم زیاد برای سخنرانی و صحبت با خانواده‌ها و خانم‌ها دعوتش می‌کنند. در آغاز گفت چندین سال است که مسأله‌ی محوری کلاس‌های مشاوره‌شان این است که «شوهرم با زن دیگری است» یا «شوهرم دائم در حال اس‌ام‌اس بازی [با زنان دیگر] است»، به همین دلیل تصمیم گرفته‌اند این کلاس‌ها را برگزار کنند تا اطلاعات خانم‌ها را در زمینه روابط زناشویی بالا ببرند. بعد خطاب به جمع گفت که «همه‌اش دست خودتونه، مردها مثل موم تو دست زنها هستن […] بیاین سعی کنین که برای شوهرتون زن دوم بشین، چرا مردها انقدر برای زن دوم دولا راست میشن؟ […] فقط کافی‌یه از نظر طبیعی ارضاشون کنین. دیگه به خواسته‌های اضافه هم نمی‌رسن».

حرف اول و آخرش این بود که «هیچ چیز بهتون واجب نیست الا تمکین جنسی که در نتیجه‌اش هر کار دیگه‌ای می‌شه اعمال حسنه، اما تمکین نداشته باشی می‌شه کار حرام و جهنم برتون واجب می‌شه» هدف ظاهراٌ این بود که به زنان یاد بدهد که رابطه‌ی جنسی عملی حیوانی نیست و خواسته‌های جنسی و ارضای آن شأن و شخصیت انسانی را مخدوش نمی‌کند و این که: «مردها دنبال کلفت نیستن، باید سعی کنین که رابطه‌ی زیبا، عاشقانه و جذاب جنسی با شوهرتون داشته باشین که همون همسر بودنه».

اما در حرف‌های او بدن زن متعلق به خودش نبود. آخر برنامه کسی پرسید که «شوهرم می‌خواهد من بینی‌ام را عمل کنم ولی خودم دوست ندارم. چه کار کنم؟» جواب این بود که: «چرا عمل نکنی؟ پول عملش ‌رو هم که اون می‌ده، دیگه چی از این بهتر؟». حرفی هم از ارضای جنسی زنان نبود - وظیفه‌ی شوهر طبق اصول دینی «همون چارشب یه‌بار» بود و بس چرا که «خانم‌ها در همین زمان‌ها هم به اوج لذت جنسی‌شان می‌رسند».

چندین بار هم در بین صحبت‌اش گفت که اگر شوهرتان کاری را از شما در رابطه جنسی می‌خواهد که تمایل یا توانایی انجامش را ندارید پس او این حق را دارد که به سراغ زن‌های دیگر برای ارضای نیازش برود.

این همایش از نه صبح تا ۵ بعد از ظهر طول کشید. برای من جالب بود که چطور با استفاده از روایات و احادیث سعی در جذاب کردن رابطه‌ی جنسی برای مخاطبان زن دارند، و در ضمن به آنان القا می‌کنند که می‌توانند از این رابطه برای رسیدن به دیگر خواسته‌هایشان استفاده کنند.

در گفتمانِ خانم سخنران که مورد علاقه حکومت و جریان اصول‌گرا هم هست، مردها، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، تنها موجوداتی شهوانی هستند که از دیدن مچ دست زن‌ها هم تحریک می‌شوند و چون کنترلی بر این امر ندارند در نتیجه حکم زنا را برای زن می‌نویسند. خانم‌ کارمند به خصوص منشی زن در حرف‌هایش رمزی بود برای زن دوم و زن صیغه‌ای که تصویرش در نهایت مشوقی بود برای جلب حمایت مخاطبان از ایده‌ی جداسازی دو جنس.

با تعدادی از شرکت کنندگان حرف زدم که از همان محلات اطراف آمده بودند و ظاهراً در سایر کلاس‌های کانون هم شرکت کرده بودند؛ هرچند خیلی‌ها هم در فاصله‌ی ناهار و نماز برای کلاس‌های بعدی ثبت نام کردند. بخش سوال و جواب برنامه هم فرصتی بود تا بسنجی چقدر خانم‌ها در زمینه‌ی روابط جنسی بی‌اطلاع هستند. در قشر مذهبی-سنتی چقدر سوال هست که آیا فلان کار انجامش گناه است یا نه و غیره.

برای من به شخصه حضور در این برنامه تجربه‌ای جالب و در عین حال زجرآور بود. نوع نگاهی که به مسائل جنسی و جنس زن وجود داشت، استفاده‌ای که از دین و احکام دینی برای مشروعیت‌بخشی به آن می‌شد و دختران جوانی که مخاطب اصلی آن و درنهایت بازتولید‌کننده‌ی آن خواهند بود نشان از راه دراز و دشواری است که برای به پرسش کشیدن و انتقاد از گفتمان موجود و ارائه‌ی دیدگاهی متفاوت داریم.


* کانون راه روشن وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است

۴ نظر:

  1. کسی بود که سوالی بپرسد که نشان از تفاوت نگاه‌اش به این مسآله باشد؟

    پاسخحذف
  2. سلام. گفتید خیابون ایران؟ جالبه. داشتم پست‌های وبلاگ‌تون رو می‌خوندم و اسم محله‌مون رو دیدم! حالا من که به اجبار به دلیل موندن با خانواده ساله‌است بین این افراد زندگی کردم چی بگم؟ مادر خود من هم نگاهش شبیه همین نگاهی بود که شما توصیف کردی. البته تا اون جایی که به من بروز داده خیلی از رابطه‌ی جنسی خوشش نمیاد ولی منظورم دید کلی یه انسان به خودش به عنوان زن بود٬ خودش رو جنس ضعیف می‌دونه چون به نظرش خدا این‌طور خواسته. منتها مدتیه که تغییر کرده. به خصوص بعد از ۸۸ و هم چنین بعد از این که سعی کرده با من مصالحه کنه و دست از هدایت من به راه راست! برداره. فعلا که از بعضی نظرات روشنفکرای دینی استقبال کرده. جدیدا یه کتاب از لیلا احمد دادم بخونه حالا باید دید نظرش چیه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. چه جالب من نمی‌دونستم که کتاب لیلا احمد ( فکر کنم زنان و جنسیت در اسلام ‌اش) به فارسی ترجمه و چاپ شده.

      حذف
    2. منظورم همین کتاب بود. ترجمه که شده ولی نسحه پی دی افش هست اجازه چاپ نداره. به ندرت کتاب چاپ شده از لیلا احمد تو بازار کتاب ایران هست.

      حذف